مقدمه
هنوز نمی دانم
شاعر این شعر ها منم یا تو ! !
دیگر برای واژه هایم
حواسی نمانده است .
شب ها از دل خواب هایم
صدای موج می آید
و مرغ های دریایی را
به سویت پَر می دهد
بادهای ساحلی از کف دستانت
شروع به وزیدن می کنند
تا گل های موگیر مرا
به رقص آورند
تا کشتی توفان زده ای را
از لابلای موهایم
در خلیج آرام زانوانت به گِل بنشانند
هر صبح
باد، با گرده افشانی گل های سپید
ذرات تو را
به شیشه های اتاق می پاشد
تا قناری های روانداز
مرا با آوازشان بیدار کنند
می توانی با خیال راحت
نام کشورت را
بر سر در ِ قلبم بکوبی
این جا رودخانه ای وحشی در جریان است
رودخانه ای که هیچ کس
پیش از تو نتوانسته بود
پلی روی خروشش بنا کند .
سبدی بیاور
و ازگونه هایم زعفران بچین !
در من ، باغبان ها همیشه بیدارند
تا از زمین ،
تخم نگاهت را برویانند
واز چشمه های همیشه جوشانت
در مویرگ هایم بریزند
شاید به همین خاطر است
که کاوش گران
در خاک تنم
رگه های طلا یافته اند
شاید به همین خاطر است
که تمام معمارهای دنیا را آورده اند
تا از خشت خشت ِ یادت ،
در من قصر بسازند
مدتی ست جمهوری ات در این سرزمین
بنیانگذاری شده است .
اینجا
قطب شمال هم که باشد
تو کاشف آتش خواهی بود
آتشی که می تواند
یخ های مرا ذوب کند .
طعم نفس هایت را در استکان هایم بریز!
تا با خوردن یک استکان
شاعر شوم
قلم هایم
آنقدر به سازت رقصیده اند
که دست های بی حواسم را
به جوهر، آغشته کرده اند.
مادرم
باید هر روزغروب
دست هایم را
با لباس های چرک بشوید
و زیر آفتاب نگاهت پهن کند
آنوقت می بینی
از بند بندم شعرمی ریزد
پوستم را به صحاف ها سپرده ام
تا برایت کتابی خطی بسازند
این کتاب ، کودک درون من است
صورتش را پای ماه ، شسته ام
"یک مشت آسمان " را در جیب هایش ریخته ام
و از همان عطری که دوست داشتی
به لباسش زده ام
به پست چی می سپارمش
تا برایت بیاورد
خوب مواظبش باش
شاید خودت باشی ...
خودت !!!!
. مجموعه غزل عشق های بی حواس
نمایشګاه کتاب ، سالن شبستان راهرو23 غرفه 23 انتشارات فصل پنجم

غزل هایی از این مجموعه:
غزل مدار مبهم در سایت مرور
غزل سرزمین من در روزنامه اطلاعات
چند غزل در سایت چوک
دو غزل در سایت طغیان
غزل مشعل در سایت یانوس
غزل مرغ های دریایی در سایت کیاګرافیک
دو غزل در سایت رسانه
رویای کبود در روزنامه اطلاعات
غزل حروف ابجد در سایت یک لحظه تا عشق
غزل آخرین قطار در سایت شعر یار
دو غزل در سایت یانوس
غزل ماهی که تویی در سایت مرور
غزل نه اشتباهی نیست در سایت ماندګار
دو غزل در سایت طغیان
غزل جنون بندری در سایت فارسی زبانان
رود کارون در سایت ماندګار(از طریق فیلتر شکن در دسترس می باشد)
غزلی در سایت ادب فارسی
غزلی در سایت کیا ګرافیک
خبر چاپ مجموعه عشق های بی حواس در :
. مجموعه رباعی یک مشت آسمان
نمایشګاه کتاب سالن شبستان راهرو 23 غرفه 23 انتشارات فصل پنجم
خبر چاپ مجموعه یک مشت آسمان در :
. مجموعه شعر آیینی خورشیدهای توأمان
نمایشګاه کتاب تهران سالن شبستان راهرو 1 غرفه انتشارات آرام دل
خبر چاپ مجموعه خورشید های توأمان در :
. مجموعه هنوز قلب قلم درد می کند ... برګرد!
نمایشګاه کتاب غرفه انتشارات آرام دل
سلام
از دوستانی که لینکشان از صفحه پاک شده صمیمانه پوزش می خواهم
و اینکه بدانند هیچ عمدی در کار نبوده .
و
از دوستی که به خیال خودش با پاک کردن این صفحه به هدفش رسیده هم ممنونم
چرا که همه ی این سنګ انداختن ها مرا در شعر مصمم تر خواهد کرد
ضمنا از ابراز لطف عزیزانی که خواستار افزودن پست های قبلی هستند
سپاسګزارم اګر حوصله ای بود به روی چشم .
به امید روزهایی که بتوانیم زیبا ببینیم و زیبا بیندیشیم--
...
شورت به اشعار خیالی بر نمی ګردد
دیوانه دیګر این حوالی بر نمی ګردد
کوچید از دِه ، بقچه ای از درد بر دوشش
دیګر به آغوش اهالی برنمی ګردد
ګل های پر پر را بخشکان لای دفترهات!
عطری به ګلدان سفالی بر نمی ګردد
سنګی که تو انداختی دریاچه را ګل کرد
هرګز به دوران زلالی بر نمی ګردد
هیزم نیاور زندګی ! دیګر نمی سوزم
آتش به دل های ذغالی بر نمی ګردد
قصد شکار خرس دارد این تفنګ ِپیر
از جنګل امشب دست خالی بر نمی ګردد
باید مرا راحت کنی ؛ این بی سر و سامان
دیګر به آن آشفته حالی بر نمی ګردد
